کمک دوس جونا
سلام ني ني بزرگ من. امروز خيلي از دستت ناراحت شدم چون مامان گفت بريم ناهار خونشون و ما هم رفتيم اما شما گرسنه موندي و جز شيطنت با بابايي كاري نكردي منم خيلي ناراحت شدم چون ميدونستم خيلي گرسنته و ميخواستم با اجبار كه ميدونم كار بديه بهت غذا بدم اما شما دهنت رو قفل كردي و هر چي گذاشتم دهنت پرت كردي بيرون منم خيلي ناراحت و عصباني شدم و يدونه كوچولو روي پا ت زدم شايد بترسي و ي لقمه بخوري ولي اونقدر گريه كردي كه انگار زير مشت و لگد رفتي و مامان و بابا هر چي بارشون بود نثارم كردن و من خيلي از كرده ي خودم پشيمون شدم اخه ماماني از بعد عيد اصلا غذا نميخوري و حدود 4 كيلو لاغر شدي منم مامانم ديگه از عقب افتادنت ميترسم . ميترسم ويتامينهاي بدنت كم بشه تازه شربت ويتامينم نميخوري نميدونم ديگه باهات چيكار كنم فقط شير مادر نميشه كه !!!!
دوست جوناي مامان s.o.s
اگه راه حلي واسه مشكلم دارين لطفا ارايه بدين
پس من با غذا خوردن پسملی چی کار کنم ؟!!!!


کمک دوس جونا
